Varnajalam
فیلم وارناجدالام
پولیسی بازنشسته، دیواناتان، با خانواده اش زندگی تازه ای آغاز می کند تا گذشته اش را پنهان سازد. دختر او آنیاتا نوجوان است و پسرش آشویانات، جوانی درونگرا است. روزی پسری به نام داول با نامه توصیه از طرف یک کشیش می آید. داول در اداره خود با آشوینان درگیر می شود و رفتار دیوانه واره ای از خود نشان می دهد. در بیمارستان داول درباره ابیراهامی رویا می بیند، اشین را با چاقو تهدید می کند و دست به خودزنی می زند. بعدها داول آتشی در خانه روشن می کند. آشویان به بیمارستان روانی منتقل می شود. داول مانند لباس مادر رن والدین را پنهان می پوشد تا وقتی که او به استحمام برود ناظر بر خواهرزاده دیوان است. وقتی آنیاتا با موتور سیکلت خود را می چرخاند، داول نقاب دار را درمیابد و متوجه می شود داول در حال انجام آیین هایی برای ابیراهامی است.