خط داستانی
یک زن بازرگان موفق، مک کنزی، مهمانخانه مورد علاقه عمهاش را به ارث میبرد و تصمیم میگیرد هتل را به شکوه اولیهاش بازگرداند تا درست قبل از کریسمس آن را بفروشد. بدون اینکه مک کنزی بداند، او از یک تیم از الفها که به رهبری کلمنتین شاداب است، کمک غیرمنتظرهای دریافت میکند که به مک کنزی کمک میکند تا معنای واقعی کریسمس را دوباره کشف کند.