خط داستانی
مکس و همکارش در بار به تردستی زمان گیر کرده اند. هر کدام رویایی دارند، اما به نظر می رسد هرگز به حقیقت نمی پیوندد. مکس می خواهد از این بار تاریک فرار کند، موسیقی بنویسد و نگاه تحسین آمیز دختران را به دست آورد، اما آماده نیست کاری انجام دهد. به نظر می رسد در حالت انتظار زندگی می کند، تنها مشخص نیست چه چیزی باید اتفاق بیفتد تا او حرکت کند. روزی دختری را می بیند که به او با تحسین نگاه می کند و او را پر از اشتیاق می کند