خط داستانی
در یک منطقه روستایی غیرقابل سکونت در شمال شرق آرژانتین، مردسالاری، فقر و سرکوب تحت دیکتاتوری نظامی به تولد آخرین دختر آنتونیو، نجار الکلی که به شدت خواهان پسر اولش بود، منجر میشود. پس از اینکه سه دختر دیگر به خانوادههای با وضعیت مالی بهتر سپرده میشوند، او آخرین دختر را با نام خوزه، با لقب بومبون، نامگذاری میکند و او را مجبور میکند تا هویت یک پسر را بپذیرد. مرسدس، که از دست دادن دختران دیگرش آسیب دیده، از دختر محافظت میکند و دروغ را حفظ میکند، در حالی که دائماً از سوی آنتونیو تهدید میشود. بومبون که از بدو تولد مجبور به رفتار به عنوان یک پسر بوده، در تلاش است تا بین پذیرش سرنوشتش و مبارزه برای تغییر آن انتخاب کند.