خط داستانی
دراماتراز عاشقانه ای در دانمارک سال هزار و نهصد و سیزده روایت درباره آنتون مردی نجیب و وظیفه گرا که هدف نخستش تکمیل آموزش به عنوان افسر سوارنظام است. در حین تمرین، گروهان خود را برای کمک به بارون ولونسکیلد میخواند و به کنفرانسی در قصر دعوت میشود، جایی که با دختر زیبای بارون ایدیت که در تصادف هست و ویلچیر دارد آشنا میشود.