خط داستانی
پس از جدایی با دوست پسر، زنی جوان و پر استرس به نام روکی با همدستش و همراهی دوست مشترک، لوگان، از هتلی فرسوده فرار می کنند تا نقشه فرار از قتل را اجرا کنند. اما متقاعد کردن کسی برای فرار با قتل به سادگی نیست و تنش ها میان سه دوست صمیمی در اتاق کوچک هتل بالا می گیرد تا اینکه روکی حقیقت را به لوگان می گوید: چرا با یک چکش به رابطه خود پایان داده است؛ قلبش ایست کرده.