خط داستانی
وقایع حماسه آلتای در قرن نوزدهم روایت می شود؛ داستان طمع و میل به انتقام که می تواند زندگی فرد و نیز خانواده ها و نسل ها را ویران کند. پسری ساده به نام تانکا با دختری زیبا به نام کیمیسکای دوست است اما کاته ملکی کاتوس با نگاه به موقعیت خود او را به دام می اندازد. او نادانسته تصمیم می گیرد همراه با او زندگی کند و روزی فرار می کند تا به تانکا پناه ببرد. عاشقان در کوه ها پنهان می شوند. پس از مدتی کیمیسکای که از آنها کدورتی به ذهن دارد، تانکا و کیکوسکای را پیدا می کند و به انتقام می پردازد. او گوسفند خانواده را می کشد؛ نان خانواده نان آور خود از دست می رود. در پاسخ تانکا و برادرزاده اش نیمی از گوسفندان خانواده کاتوس را نابود می کنند و دشمنی از آن سود می جوشد و جنگی از بنیان ها