خط داستانی
ممبیی شهری است با جنگل در قلب آن جایی که پلنگها در کنار بزرگراهها و آسمانخراشها پرسه میزنند وقتی یکی از آنها در یک مجموعه مسکونی جدید پیدا میشود جهان درون کودک هشتسالهاپو شکافته میشود آنچه با اضطراب آغاز میشود به هراس تبدیل میشود با خشونتهای روزمره کوچک والدین بیتوجه تنشهای پنهان ترسهای دیده نشده به آرامی محاصره میکند