دیندا، که به تازگی از مدرسه ابتدایی فارغالتحصیل شده بود، باید فقدان مادرش را که بسیار دوستش داشت، به خاطر یک تصادف فرار از صحنه احساس کند. در این حادثه ناگوار، Wahyu، پدر دیندا، پایش شکست. دیندا و پدرش به خانه قدیمی خانواده بازگشتند تا آرامش پیدا کنند و زخمهایشان را التیام بخشند. اما یک شخصیت دیگر در این خانه ساکن است. شخصیتی که انتظار حضور یک کودک را دارد تا تنهاییاش را همراهی کند.