سال 2000. مایا، یک جوان لندن نشین، به روستای کوچک دوست اسپانیایی اش، روت، که به تازگی در یک حادثه فوت کرده است، می رود. او می خواهد خداحافظی کند، اما شوک و اضطراب معرفی خود به عنوان "دوست دختر خارجی" به خانواده و دوستانی که نمی شناسد و به زبانی متفاوت صحبت می کنند، با سردرگمی کشف این که هیچ کس نمی داند او کیست، ترکیب می شود.