روزنامه نگار راکیشا را در برابر آزارگر نجات میدهد و می خواهد با او ازدواج کند. اما او تصمیم میگیرد از ثروتمندی رنجیت که به زودی به قتل میرسد معشوقه شود و راجاه به جرم قتل دستگیر میشود. راکش دادگاهی برای آزادی راجاه درخواست میکند اما بیهوده است. راوی یک وکیل به نام دک با خواسته برای آزادی راجاه میجنگد، اما خیلی دیر است. راوی وکیلی به نام راوی با عشق به شالاکا آشنا میشود و به زودی ازدواج میکند. اما در مدارک مییابد که خواهرش راجاه برای قتل متهم است و در زندان است. راوی تصمیم میگیرد برای خواهرش بجنگد