هنرآموزی به نام جئونگ-وا در حال جابهجایی به منزلی کوچکتر است که روی بقایای یک مجسمه میافتد و تعویذی به شکل ماسک غیرعادی پیدا میکند و آن را برای تکلیف نمایشگاه میبرد. شبها صدای ضربهٔ عجیبی از همسایه میشنود و با ضربههای هر نیمهشب روبهرو میشود. او نمیتواند بخوابد و به نقاشی از تعویذ میپردازد. ناگاه با زنی بلندمو و ناخندار مواجه میشود که در راهپلهها قبل از آسانسور ایستاده است و صدای ضربهها ادامه مییابد. او ترسیده است و آینده چه خواهد شد.