یک شب دو غریبه در یک بار با هم روبهرو میشوند. کارلا شوهرش را از دست داده اما با غم و رنج او را نمیشناسد که در حالی است که دویندو آخرین شب را به عنوان مردی آزاد سپری میکند چون روز بعد به مقامات تسلیم میشود. آنها قبل از پایان شب فرصت گفتوگویی پیدا میکنند و به حقیقتی تکاندهنده پی میبرند که آنها را برای همیشه به هم پیوند میدهد و این پیوند به کشف رازهای تاریک گذشته آنها که آنها را در عذاب نگه داشتهاند منجر میشود.