ماجراهای پسران یک اردوگاه پیشگام در طول یک سفر کمپینگ تابستانی. یک رهبر جدید به نام آرتیم، دانشجوی ژئوفیزیک و کوهنورد، به گروه پیشگامان پیوست. او پیشگامان را به یک پیادهروی هدایت کرد که آنها به مدت سه تابستان متوالی در مکانهایی که مدتها شناخته و کاوش کرده بودند، انجام میدادند. سپس چهار دوست، ژنیا، دیما، پاشا و اولگ، تصمیم گرفتند از گروه فرار کنند و به تنهایی به کوهنوردی بروند، اما نه فقط برای تفریح، بلکه به خاطر یک کشف بزرگ. آنها آرزو داشتند "معدن مهم دولتی" را کشف کنند که به گفته دیما، باید در اطراف دریاچه سینو باشد. دور از دریاچه سینو، مسیرهای گروه و چهار دوست به هم پیوست. با این حال، پسران معدن را پیدا نکردند - دیما همهاش را ساخته بود - اما آنها یک تانک افسانهای را پیدا کردند که در طول جنگ آلمان و شوروی گم شده بود. پسران تصمیم گرفتند به دنبال قهرمانان ناشناخته بگردند و نامهای آنها را پیدا کنند. پیادهروی ادامه یافت.