براندون که به تازگی تنها شده و از نظر هدف دچار سردرگمی است، وقتی یک کیسه کاغذی قهوهای را در حیاط پشتیاش پیدا میکند، به سفری جنونآمیز فرو میرود. او که تحت تأثیر پارانویا قرار گرفته، تلاشهایش برای خلاص شدن از این کیسه بسیار دشوارتر از آنچه که انتظار داشت، میشود.