هاچول و یانگران، صاحبان دو کافه، عاشق یکدیگر میشوند و قصد زندگی مشترک دارند. اما به دلیل قراردادهای ملکی باقیمانده مجبور میشوند فعلاً منتظر بمانند. روزی آنها یک تصادف کوچک ماشین دارند. برای اینکه موضوع را مخفی نگه دارند، تصمیم میگیرند از مرد جوانی به نام سوک که درگیر ماجرا شده و چیزی دربارهاش نمیدانند، مراقبت کنند.