خط داستانی
وکیل کروگ و همسرش، گردا، از تنها پسرشان، کای، که فردی بیهدف و بیمسئولیت است، ناامید هستند. کای دوباره از مادرش پول میخواهد و گردا نمیتواند رد کند، حتی جواهراتش را میفروشد وقتی پسرش در بدهی عمیق میافتد. آیا میتوان کای را از پرتگاهی که در انتظارش است، دور کرد؟