دختر پانزده ساله مارن می خواهد فرار کند پنهان از همه پسرها فکر می کنند سرد مزاج است اما مادر تازه عاشقش او را آشفته می سازد با وجود این پدری دارد که سال ها با او تماس نگرفته است وقتی مارن تصمیم می گیرد با او ارتباط برقرار کند مادر بالاخره حقیقت را می گوید که اکنون به نام صوفیا شناخته می شود و زندگی می کند به عنوان یک زن روتین او می خواهد؟ با وجود اذیت اش مارن به دیدن پدر می رود و در صوفیا انسانی می بیند که مانند خودش شدیداً هورمونی و بچگانه است — انسانی که ترجیح می دهد بهترین دوست او باشد یا حتی مادرش. آیا مارن می تواند بپذیرد که این زندگی باعث خوشبختی پدرش می شود؟ این داستانی مهربان و همدلانه درباره نقض نقشهای جنسیتی، تحمل و جستجوی هویت است
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.