خط داستانی
راشل پسربچه ای پر جنب و جوش از مستعمره چند همسری در میانهٔ سُوتاهی یوتا است در چهلمین سالگرد تولدش گزنای ممنوعه ای را پیدا می کند این نوار کاست را پخش می کند و با وجود دیدن چیزی از آنجا به معجزه ای پی می برد او خانواده اش را ترک می کند و به نزدیکی ترین شهر یعنی لاس وگاس می رود تا به خواننده گروه روی کاست برسد