محاصره با خشونت از کودکی، ریوودو نوماتا با خودسازی خود را به مردی قوی مبدل کرده تا آرامش زندگی را بگذراند. وقتی اعضای یک دسته یاکوزا برای تسهیل معاملهٔ ملکی خانه اش آتش میزنند، کومادا آنها را می کشد و به زندان میافتد. پانزده سال بعد، آزاد شده به خانواده اش باز می گردد اما با بی اعتمادی فرزندانش روبرو می شود که هیچ چیز از پدرشان به جز ترکشان ندارند.