ماریون شغل خود را به عنوان پرستار روانی از دست می دهد اما از مسئولیتش نسبت به بیمارش پیشین، تاماس، نمی تواند صرف نظر کند. وقتی او فراری می شود، ماریون برای پیدا کردن او برمی خیزد و حقیقتی دردناک درباره ازدواج و زندگی بتوانش به عنوان یک مراقب یاد می گیرد.