Olpo Holeo Sotti
فیلم اولپو هولئو ساتی
گونجان، یک زن جوان که در یک آژانس تبلیغاتی در کلکته کار میکند، قرار است با همکارش سیدهارتو ازدواج کند. در جای دیگری از همین شهر، آرژون از سرطان رنج میبرد. مستأجر سبکمغز او، آمریتا، دختر شوبندو، پرستار در یک بیمارستان خصوصی نزدیک بایپاس متروپولیتن شرقی است. علاوه بر کارهای روزمره، آمریتا تصمیم میگیرد از آرژون مراقبت کند. در همین حال، با آغاز ارسال دعوتنامههای عروسی، گونجان از اولین عشق زندگی خود، آرژون، مطلع میشود. در روز ملاقات با آرژون، وقتی سیدهارتو برای بردن گونجان به آنجا میرود، با عشق بیپاسخ خود، آمریتا، ملاقات میکند. آیا جادوی یک داستان عاشقانه جدید در قلب شهر شادی شکل خواهد گرفت؟ آیا عشق دوران کالج تنها یک خاطره دورافتاده باقی میماند، یا حداقل برای یک بار هم که شده به یک داستان عشق تبدیل میشود؟ از سوی دیگر، آیا سیدهارتو سعی خواهد کرد آمریتا را بازپس گیرد، یا بقیه عمرش را با عشق فعلی خود، گونجان، خواهد گذراند؟ سرنوشت راه خود را میرود.