خط داستانی
ویکا پانزده ساله باید بزرگ شود. دیروز او فقط یک نوجوان بود و اکنون مادر شده است. نگاه های ناخوشایند بزرگسالان، تمسخر همسالان، مسئولیت غیرقابل تحمل – به نظر می رسد جهان با او و ویکا دشمن است و او کاملاً تنهاست. اما در واقع او صاحب فرزند است و تنها نیست.