خط داستانی
در دوران تنپو، کشاورزان منطقه کانتو به دلیل بلایای طبیعی متوالی در وضعیت ناگواری بودند. رئیس مایباچی، شیروگانیا گینجیرو، با قاضی یامااوکا جینتایو متحد شد و با استفاده از چوب خود به عنوان سپر، مجموعهای از اعمال شوم را مرتکب شد و خشم کشاورزان را برانگیخت. در این زمان، اومائدا ایگورو، که در سفر طولانی بود، با سوارکارش کونیسادا چوجی بازگشت. ایگورو در میان یاکوزاهای سراسر کشور محبوب بود و خانواده شیروگانیا که تا آن زمان در سرزمین خود دچار اختلال بودند، از خبر بازگشت ایگورو نگران شدند.