خط داستانی
مدی در دوران دبیرستان در یک مهمانی مورد تجاوز قرار می گیرد اما هیچ کس به او ایمان نمی آورد و او را طرد اجتماعی می کند و رویاهایش را له می کند. ده سال بعد، در حالی که سعی دارد زندگی اش را بازسازی کند، به عنوان معلم یا تدریس به یک خانواده ثروتمند کار می گیرد و با لارل پرستار خانواده آشنا می شود. آن دو دوستی فوری و نزدیکی پیدا می کنند که دوستان قدیمی اش، پِیج و جِیمز، نسبت به آن هشدار می دهند. آنها نگرانند لارل ممکن است انگیزه های جایگزینی داشته باشد و به مدی کمک کنند. مدی باید تصمیم بگیرد که بیشتر به چه کسی اعتماد می کند، لارل یا پیج و جیمز.