مَتی سورِی
Mati Suri
روزهای منتهی به عروسیِ کاتِک Abel، با زن باردار عجیبی روبهرو میشود که ادعا میکند فرزند نامزدی او Wisnu را حمل میکند. با این افشا، دنیا برای Abel فرو میریزد و تصمیم میگیرد خودکشی کند اما این کار را انجام نمیدهد و تجربهای نزدیک به مرگ را میگذراند. حال که مضطرب و افسرده است، در آرامشی با بهترین دوستش چارلی به دنبال آرامش است که از او میخواهد در اقامتگاهی بزرگ بیرون شهر مدتی را سپری کند. رویدادهای عجیبی آغاز میشود زیرا خانه با ارواح مردگان تسخیر شده است. چیزی از نزدیک شدن Abel به مرگ به دنبال او میآید و تنها راه فرار او این است که باز هم بمرد.