خط داستانی
پستچی بسته ای با سر یک اژدها را به کاظم می رساند که فیلم های آلفرد هیچکاک را تماشا می کند به Zahra که با کامپیوتر فال می گیرد به Gariba که عروسک می سازد به کارگردان جهانگیر به رئیس اداره پلیس سیف الله و هر کدام را به نشانی مذکور در نامه با سر اژدها دعوت می کند کسانی که به نشانی می آیند همراه با سر اژدها می فهمند که «پستچی» در واقع خویشاوند آنهاست که دور هم جمع کرده است مهمانانی که مدت ها یکدیگر را ندیده اند