Rosamunde Pilcher: Liebe gegen den Rest der Welt
فیلم رُزاند ملوتر: عشق در برابر بقیه جهان
در قلعه کینگزکو، اما راکل ازدریافت میافتد و مچ پایش میپیچد، بنابراین به کمک راکل برای ادارهٔ عمارت نیاز دارد. چند سال پیش راکل عمیقاً لیو فولدر را دوست داشت که همسرش به سوی خودکشی رفت. راکل به کینگزکو میرسد و با لیو دیدار میکند و به او میگوید عشقشان غیرممکن است. وقتی به روستا میرود، همه با کنجکاوی به او نگاه میکنند. در بندر با کشیش مایکل آشنا میشود که به او میگوید لیو هنوز او را دوست دارد و باید صبور باشد. مریم، مادرزنی لیو، او را بابت مرگ دخترش تارا سرزنش میکند. همچنین زمانی که راکل با مریم روبهرو میشود، مریم را بابت مرگ تارا سرزنش میکند. راکل و لیو دوباره عاشق میشوند. روزی راکل با آقای ریپلِی قرار ملاقاتی دارد و او را در خانهاش مرده مییابد. مریم راکل را به مسئولیت این مرگ متهم میکند.