Once There Was a War
فیلم روزی جنگی درگرفت
آیا جنگ برای کسی که جان خود را در آن از دست داده بزرگ است یا کوچک؟ این یک فیلم-سفر است یا به اصطلاح امروزی، یک فیلم جادهای. راه رفتن به سوی جنگ، مصیبتی بزرگتر از یک نبرد است... در یک راهپیمایی بیسابقه، ارتش چهل هزار نفری بلغارستان، با عبور از مرز جنوبی به مرز غربی کشور، این مسافت را در کمتر از دو روز و دو شب بدون جاده، راهآهن یا سایر وسایل حمل و نقل طی میکند... و جنگ را میبرد. اما این گرداب به ظاهر آشفته رویدادها به وضوح مسیر یک زن جوان را از گور فرزندش تا مرگ شوهرش دنبال خواهد کرد. و آنجا معلول خواهد بود - پسری با اشتیاق رمانتیک خود برای مردن در وطن، که در مهمترین نبرد زندگی - برای شأن انسانی - میمیرد. همچنین اجساد دو مرد هستند که در چنگال مرگ در میان نیزارها در گِل به هم چسبیدهاند. جنگ آنها را دشمن یکدیگر کرده، اما آنها بیشتر شانزدهای خونینِ اطلس هستند که آسمانی آرام بر دوششان ایستاده است.