خط داستانی
یک پزشک جوان وارد یک روستا میشود تا در آنجا خدمت کند، اما پزشک سنتی، مظفر خان حکیمباشی، از این موضوع خوشش نمیآید و او را رقیب میداند. مظفر خان و دستیارش شروع به توطئه علیه پزشک میکنند و مردم را به شک انداخته و بدبین میکنند. در همین حین، دختر حکیمباشی به پزشک جوان علاقهمند میشود و این موضوع به ماجراهای بیشتری منجر میشود.