خط داستانی
تابستان. نصف روز از زندگی دهساله میکا، که در روستا با خانوادهاش در شرایط سخت زندگی میکند. پدرش به شدت بیمار است و قادر به انجام کارهای روزمره مزرعه نیست. کمک میکا ضروری است. اما او به راحتی توسط خواهر ششسالهاش که هنوز از روزهای بیپیرامی کودکی بهره میبرد، منحرف میشود و باغچهٔ مزرعه را به زمین بازی خود میبیند.