خط داستانی
ستوان لوکاش به همراه شویک به گردان پیاده نظام در چسکه بودیویس منتقل شد. در راه، شویک با یک مقام کچل و یک مسافر در لباس غیرنظامی لوکاش را ناراحت میکند و سپس به خاطر کشیدن ترمز دستی، از قطار بیرون انداخته میشود و به رئیس ایستگاه آورده میشود. جریمه شویک را یک مرد خوش شانس پرداخت میکند، کسی که توقف قطار شویک زن محبوبش را به آغوشش پرتاب کرده است. شویک به صورت پیاده به بودیویس میرود. سفر او پر از حوادث طنزآمیز است. پس از رسیدن به پادگان، هنگی که شویک و لوکاش در آن هستند به زودی به مجارستان فرستاده میشود، جایی که لوکاش ماجرایی با خانم کاکونیوا دارد. در نهایت، واحد شامل شویک به جبهه روسیه میرسد.