مک یک سرباز سابق است که پس از جنگ به شهری با یک نیروگاه هستهای نقل مکان کرده است، جایی که تقریباً همه در آنجا کار میکنند. زندگی برای او در آنجا آرام است تا اینکه یک باند مزدور به رهبری ران به راکتور حمله میکند و همه را به گروگان میگیرد، از جمله گروهی از کودکان در یک سفر مدرسهای. حالا مک در یک مسابقه با زمان است و باید از آموزشهای نظامیاش استفاده کند تا قبل از اینکه ران راکتور را به ذوب برساند، او را شکست دهد. در این مسیر، او انگیزه ران را کشف میکند که راز بزرگتری را که شهر مک پنهان کرده است، فاش میکند.