با وجود اختلافات زیاد بین یلدا و همسرش، او سعی میکند رابطهشان را به خاطر ترسهایش حفظ کند. اما اختلافاتشان در حال افزایش است و دیگر با هم سازگار نیستند که این موضوع باعث طلاقشان میشود. به خاطر فشارهای خانوادگی و قضاوتهای اجتماعی، یلدا خود را از خویشاوندانش دور نگه میدارد و طلاقش را پنهان میکند. خانه دیگر امن نیست و خانوادهاش فشارهایی که او تحت آن است را درک نمیکنند. او رابطهاش را با حامد، یکی از همکلاسیهایش، گسترش میدهد. مانند همیشه، ازدواج هدف رابطهاش است. اما حامد نظر دیگری دارد. تعاملاتشان هر دوی آنها را تغییر میدهد. حالا یلدا شخص دیگری با شخصیتی متفاوت است.