پس از مدتی سه خواهر به خانه پدری باز میگردند. آنها با نگهبان به همراه مادرشان که دچار آلزایمر است روبهرو میشوند، اما پدری که در صبح زود ناپدید شده بود هیچ نشانی ندارد. جسدی پیدا میشود اما هیچیک از خواهران حاضر به شناسایی آن نیستند زیرا دشمنی که در قلبشان ریشه دارد عمیق است. در خانواده رازی تاریک وجود دارد اما کسی قصد صحبت درباره آن را ندارد.