خط داستانی
کلارا و آدریان زوج جوانی هستند. در اوقات فراغتشان از سگشان مراقبت میکنند، به مهمانیها میروند و سریال محبوب دهه نود خود را میبیند که در بهشتی خیالی اتفاق میافتد. این تابلوی پرزرق و برق تلویزیونی مکانی است برای بیان آزاد احساساتشان. وقتی آدریان پیشنهاد ازدواج را در شرایطی غیرمعمول به کلارا میدهد، او نمیداند چگونه با آن روبهرو شود. از الهام از این سریال با طنزها و اتفاقات کاملاً غیرمعمول سعی در پایان دادن به رابطه دارد