آوزونیا یک هنرمند سیرک فقیر، بیوه و بیکار است که دو دختر کوچک دارد. او موفق میشود در تئاتر یک نمایشگاه که توسط مادام مانس و دخترش پاولته اداره میشود، استخدام شود. اما به زودی به خاطر رد کردن پیشنهادات عاشقانه صاحب کار، اخراج میشود و به دردسر میافتد.