Kerek Ferkó
فیلم کرک فِرکُ
پس از یک حمله قلبی، مالک زمین فردیناند کرکهآزی پسرش فرکو کرکهآزی را از خارج فرا میخواند. به ناامیدی پدر محافظهکارش، فرکو یک بار ماشین به جلو میفرستد تا سیستم آبیاری را راهاندازی کند و زمینهای شور و بهزحمت تولیدکننده را به زمینهای حاصلخیز تبدیل کند. کنت پیر نمیخواهد درباره برنامههای پسرش بشنود و میخواهد فرکو با بارونس زولیومی ازدواج کند. از آنجا که پسرش این درخواست را رد میکند، او را از خود طرد میکند. با کار مداوم و حمایت شهردار و یک مهندس جوان از پست، طرح آبیاری به واقعیت میپیوندد. وقتی کنت پیر که همیشه در آرزوی نوههاست متوجه میشود که پسرش و دختر شهردار عاشق یکدیگر شدهاند، با فرکو آشتی میکند و از او میخواهد که با او ازدواج کند.