دِپ عکاسی سیار است که در راه بازگشت به خانه با unresolved problems میان پدرش و خودش روبهرو میشود اما در اسکله با ریام آشنا میشود و به سرعت عاشق او میشود پیش از اینکه بفهمد او همسر جدید پدرش یعنی شریک شیاطینۀ پدرش است اقامت دیپ خانهشان با مشکلات بین پدر خشونتطلب و مادرخواندهاش آشنا میشود و سعی میکند با مهربانی با ریام رفتار کند تا احساس بهتری پیدا کند اما عشق ممنوع دوباره رخ میدهد و دو نفر تصمیم میگیرند به سوی آن بروند