آن، زنی که در حال آماده شدن برای رفتن به یک کنسرت است. در حین آماده شدن، او به گذشتهاش و روابطی که زندگیاش را شکل دادهاند، فکر میکند. روایت از طریق مجموعهای از یادآوریها و لحظات دروننگر پیش میرود و تنشها در خانوادهاش و روابط عاشقانهاش را آشکار میکند. خود کنسرت به یک استعاره برای حل و فصل و وضوح عاطفی تبدیل میشود.