در شهری آلمانی معلمی به نام ایرنه زندگی بی حاشیه و تنها و بی تفاوتی دارد روزی مردی در خانه اش زنگ می زند و وارد منزلش می شود او از زندانیان فراری از زندان همسایه است و اکنون او را به عنوان زندانی در خانه خود نگه می دارد بی سخن اما به گونه ای که به طور پنهانی از هیجان لذت می برد یا به هر حال شیفته می شود به فرمان هایش اطاعت می کند حتی به خدمت جنسی یا پس از مبارزه نمادین آیا این شرایط می تواند عشق را به وجود آورد؟