به تازگی یتیم شده تونی و برادر ۱۴ سالهاش پات به عهده عموی عجیب و غریبشان فرانک میافتند؛ جادوگری که صاحب و اداره کننده یک جاذبه خانهٔ ارواح و فروشگاه لباس ترسناک در شهری کوچک در نیوانگلند است. او همچنین از مرگ همسر عزیزش وینسینزا بهبود مییابد. تونی که از عصبانیت و افسردگی رنج میبرد نمیتواند با این دنیای عجیب و تاریک از سرهای جدا، ماسکهای دلقک و مجسمههای موم بزرگ کنار بیاید. او به ندرت با Melissa دوست میشود و این دوستی دشمنی با تیم کشتی کج مدرسه را در پی دارد. نوجوانان ناخواسته در محیطی ترسناک و دلخراش، و شبیه ساز Halloween درست چند روز تا آن وقت باقی مانده است. این ترکیبی برای فاجعه است.