خط داستانی
پس از ده سال ازدواج، زویی زیبا متوجه می شود ازدواجش اشتیاق ندارد و با احتمال یافتن همان احساسات که از یاد برده شده به برادر شوهرش اغوا می شود. از این فرضیه سلسله ای از رویدادها این سه شخصیت را به بازی خطرناک انتقام، اسرار و اشتیاق می کشاند. دو برادر و یک زن: مثلثی که به طور نگران کننده ای طرح می شود. بمبی است که اسرار خانوادگی، خشم مهار نشده شهوت و قدرت غیر قابل کنترل عشق را برم افراز می کند. داستانی مهیج که تماشاگر را از ابتدا تا پایان تحت تسخیر قرار می دهد. هرچند زو/سونیا با ایگناسیو/ایشان قریب به ده سال ازدواج کرده اند، اما امید داشتن فرزند ندارند. او می خواهد صمیمیت بیشتری داشته باشد اما او ترجیح می دهد برای صمیمیت تنها شنبه ها آماده باشد و او به برادر هنری اش، گونزالو/روهن، جذب جسمی می شود. سپس اوضاع برای او پیچیده تر می شود وقتی برای مادر شدن آزمایش مثبت می دهد و می فهمد که شوهرش ممکن است همجنس گرا باشد