خط داستانی
پروفسور جاکوین دلا نو به یک سیرک میپیوندد تا زیستشناسی عملی را مطالعه کند. مرد سالخورده، کامینگز، نگهبان آنیتا، دختر زیبایی است. کامینگز به خاطر برپا شدن چادرهای سیرک نزدیک خانه مجللش خشمگین است. آنیتا به چادر حیوانات میرود، جاکوین را میبیند و از رفتار مهربانانهاش با حیوانات وحشی تحت تأثیر قرار میگیرد.