دجون هنوز با پدرش زندگی میکند که به دوستدختر مجرد و برنامهریزی برای ازدواج با یک ستاره بیسلوك میپردازد. مادر پسر پرستار پرواز است، بنابراین اغلب دور است و بنابراین فامیل چاق پسر عمویش، ایفن، اغلب برای نگهداری کودک استخدام میشود. رابطه بین دجون و ایفن تا حدی تند و آزاردهنده است و ایفن با سنگدلی از اینکه به او فشار آورده میشوند ابراز احساس نفرت میکند—خصوصاً وقتی به نظر میرسد خانواده خودش هم مشتاق است که از او خلاص شوند.