وولفگانگ اشتاین سالها را در زندان باوتسن میگذراند زیرا سعی کرده بود از جمهوری فرار کند. در سال ۱۹۷۱ از سوی دولت آلمان غربی رهانیده شد و به اردوگاهی پذیرش در اوننا منتقل شد. در آنجا با پرستاری به نام آن به محبت میافتد و به زودی با او همخانه میشود؛ او باردار میشود و به زودی با او ازدواج میکند. روزی دوستی قدیمی، دایتر میخائیلس، زندانی هماتاقی از باوتسن، به مرکز پذیرش میآید و از اشتاین میخواهد تا به عنوان کمکگردان فرار برای شوهرخواهرش که در دویچهدیمک دارد، کار کند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.