If a Woman Wants...
فیلم اگر زنی بخواهد...
بر اساس رمان همنام نوشته محمود کاراکور. نادیا در حین پرواز با پدرش دچار حمله قلبی میشود. هواپیما در استانبول به طور اضطراری فرود میآید. پدرش نادیا را برای درمان به کنسولگری میبرد. نادیا درمان میشود، اما به دلیل تومور در قلبش، فقط شش ماه برای زندگی دارد. پزشک به نادیا اجازه نمیدهد که احساسات هیجانانگیزی مانند عشق را تجربه کند. نادیا به طور مخفیانه از بیمارستان فرار میکند و استانبول را کاوش میکند. او در یک قایق با بازرگانی به نام ایرفن آشنا میشود و تمام روز را با هم میگذرانند. روز بعد، نادیا به طور مخفیانه از خانه ایرفن میرود بدون اینکه چیزی درباره خود بگوید. از آن روز به بعد، نادیا و ایرفن که نمیتوانند یکدیگر را فراموش کنند، دوباره با هم روبرو خواهند شد.