خط داستانی
پادشاه راجا سخره، پادشاه پاندالم، در یکی از سفرهای شکار خود کودکی را در کنار رود پامپا پیدا میکند. یک عارف که در آنجا ظاهر میشود به پادشاه توصیه میکند که این کودک را به فرزندی بپذیرد و نام او را مانی کانتان بگذارد.
پادشاه راجا سخره، پادشاه پاندالم، در یکی از سفرهای شکار خود کودکی را در کنار رود پامپا پیدا میکند. یک عارف که در آنجا ظاهر میشود به پادشاه توصیه میکند که این کودک را به فرزندی بپذیرد و نام او را مانی کانتان بگذارد.