Jak přišli kováři k měchu
فیلم چگونه اصطلاحات آهنگری به مِچو رفتند
تریزکا عاشق آنتونینک، پسری چوپان است. اما پدرش نجیبان است و عشق آن دو را ناپسند میبیند؛ او بهتر میخواهد دخترش با مرد مناسبی ازدواج کند که بتواند با نفسش آتشی روشن کند و به او کارگاهش را بسپارد. فقر آنتونینک هیچ گزینهای جز درخواست کمک از کوتوله ای که در صخره ها زندگی میکند ندارد. کوتوله به او دمبَدم میدهد و در پایان همه چیز خوب پیش میرود.