خط داستانی
ویرایشگر آلمانی، والنتین رینر، نامه ای از همسر سابقش آنا که اکنون در لس آنجلس با پسر ۱۸ ساله شان است دریافت میکند. آنا از والنتین میخواهد برای کمک به پسرشان بیاید. استفان با لیلا، زن مسلمان جوانی از فلسطین که سه ماهه باردار است، نامزد است. آنها با آنا و قاضی بوچیا زندگی میکنند که از مسلمانان سیاهپوستان متنفر است. استفان و لیلا به یهودیان عشق نمیورزند. همراه با دوستش ریف مِیسن، استفان جامعه یهودی را با ورودهای منزل ارعاب میکند، جبهههای پرچمهای الواح سوغات را نقاشی میکنند و نامههای حاوی آنتراکس کاذب را رها میکنند. رینر مصمم است گروه فاشیستی را افشا کند و اعتماد پسرش را به دست آورد.